تبليغاتX
داستانک های من

داستانک های من

دل نوشته های یه دختر 18 ساله

چی می شد خوشبختی مثل آدامس میچسبید به آستین کتم؟اینجوری چپ میرفتم خوشبخت بودم،راست میرفتم خوشبخت بودم ،میشستم خوشبخت بودم،پا میشدم خوشبخت بودم!!!!!!!صلاً هرجا میرفتم و هر کاری میکردم خوشبخت بودم.شاید اینجوری زندگیم یکم پر هیجان تر بود،خاص تر بود.

شایدم زندگیم...............

+نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت6:16 بعد از ظهرتوسط نرگس فکری ارشاد | |